خرید بک لینک
جملگی سلام

گفته بودم50کیلومتر فاصله گرفتیم پست میذارم که ضایه نشم دیگه

امشب قم هستم

خیلی از50کیلومتر بیشترشد:/

به هرحال

نایب الزیارتون هستم اینجا:)

برقرار باشید:)

برچسب: نویسنده: مریم عباسی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 19:56

جملگی سلام گویا از اتاق فرمان اشاره مینمویند که ما دقیقن ملوم نیست میخوایم چی کنیم شاید دوساعت دیگه راه افتادیم رفتیم شایدم کلن نرفتیم شایدم هر وقت دیگه یهو جو گرفتمون و رفتیم و پیرو این مطلب بنده حقیر در راستایه ضایع شدنه کمتر فقط وقتی 50 کیلومتر از خونه فاصله گرفتیم خبر میدم که حلال کنید اینجانب رو

برچسب: نویسنده: مریم عباسی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 12:03

چرا رفتی بی خبر...

بی خداحافظی!!!!

دم غروبی غم عالم اومد تو دلم تا دیدم...

برچسب: name,meaning,m,gif,like clockwork,and justice for all,symbol,es6,lost,l, نویسنده: مریم عباسی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 12:03

اقای کامیار: مولانا داستان زندگیه عجیبی داره _: میدونم... خیلی از شاگردها مرید استادشون میشن اقای کامیار: اما مولانا فقط مرید نبوده! دلباخته ی شمس بوده... _ : تاوانشم داد! فراق فراق فراق اقای کامیار: اوهوم... اما تاوان استادی که شیفته ی شاگردش میشه چیه؟ _ : عشق... پی نوشت: اهنگ وبلاگمو دوسدارم خیلی همین طور قالبمو... پی دوم نوشت: یتیکه کوچیکی بود از چیزی که سالهاست باهاش زندگی میکنم... شاید دیوونم:) پی سوم نوشت: احتمالن اگه من یه ویلن بودم و کسی قرار بود وجود من رو بنوازه چیزی که از وجودم شنیده میشد همین اهنگ وبم بود پی اخر نوشت: بدبختی دارم من:| دوم

برچسب: منم و این صنم و عاشقی,منم و هدفونم,منم و چندتا قناری,منمو هوای تو,منم و تنهایی,منم و یه چشم بارونی,منم و یه آسمون بی دریغ,سیب سرخی منمو هوای تو,منم و ردای تنگی,منم و عهد الستم, نویسنده: مریم عباسی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 16:13

مینا: آجی آجی

آجیییییی...

_: چیه؟

مینا: خواب بد میدیدی

_: چرا؟

مینا: داشتی گریه میکردی...

دیالوگ بعضی از نصفه شبایه این روزایه منو خواهرم...

حس همین بازیگر قالب وبلاگمو دارم رویه صحنه ی تئاتر که

وقتی پرده ها داره میاد پایین

و این اهنگ ویلن پخش میشه

اون رویه صحنه خشک شده

درحالی که هنوز محو نقششه...

برچسب: خون مردگی,دلمردگی, نویسنده: مریم عباسی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 16:13

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ماچرا نمیدونم چرا اینقد این بیت رو دوست دارم سنخیت خاصی هم با شرایط من نداره ولی نمیدونم چرا اینقد خوشم میاد ازش اصن چقدر خود استاد شهریار انسان دوست داشتنی ای هستند با اون زندگی نامه ی فوق العاده سلام:) امروز جزوه معدود روزایی بود که من بادوستان داشتم تشریف بیرون از خانه در راستایه عشق وحال و نسبتن بهترم و یه سریشون خواسته و یسری شون ناخواسته گامی موثر برداشتند در جهت بهبودیه اوضاع اینجانب کمال تشکر رو از همین تیریبون میکنم ازشون جدیدن برخلاف میل درونیم البته:| دارم سعی میکنم

برچسب: حالا چرا, نویسنده: مریم عباسی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 16:13

یچیزی تویه سرم مدام داره میگه:

توباختی...

لعنتی

کاش خفه میشد!

پی نوشت: چرا هیچکس نمیفهمه که

من هیچ انگیزه ای واسه ازدواج ندارم...

خستم کردن

و تازه اولشه...

پی دوم نوشت: یاد اوری میکنم که

هیچ انگیزه ای واسه "زندگی" هم ندارم

چه رسه...

پی سوم نوشت: این بلاگفا هم با این کندی و مسخره بازیاش سرویسمون کرد:|

برچسب: لعنتی من دیدمت,لعنتی به انگلیسی,لعنتی های بی آبرو,لعنتی دوست دارم,لعنتی ها,لعنتی گوشی رو بردار,لعنتی خنده دار,لعنتی برگرد,لعنتی دوست داشتنی,لعنتی آراد آریا, نویسنده: مریم عباسی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 16:13

تذکر مهم: اینم طولانیه حوصلشو ندارید نخونید دیروز داشتم با رفیقم میحرفیدم و جفتمون اعتراف کردیم که هیچوقت فکر نمیکردیم یه تابستونی بیاد که ما دلمون بخواد زودتر بره و اول مهر شه اصن کلن دیشب داشتم یه چیزایی فکر میکردم که همیشه براین باور بودم که ممکن نیست واسم اتفاق بیفته ولی تویه یه برهه هایه زمانی دقیقن همون اتفاقات افتاد بچه که بودم خیلی بچه دوران مهد کودک وقتی سریالی میدیدم که توش طلاق اتفاق میفتاد هیچ وقت فکرنمیکردم شاید یروزی من جایه بچشون باشم ولی در نهایت خیلی زود قسمت زیادی از ماجرایه طلاق رو تجربه کردم توهمون سالها فکرنمیکردم روز

برچسب: عنوان ندارد, نویسنده: مریم عباسی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 16:13

سلام جملگی:)) نبودم دو روز گویا خونه اقاجونم تشریف داشتم:)) بشخصه هیچ مطلب خاصی به ذهنم خطور نمیکنه که بهلمش اینجا صرفن اومدم یه اعلام وجودی بکنم پی نوشت: در انتظار خرید گوشی جدید داره لود میشه پی دوم نوشت: علی رغم میل باتنیه اینجانب گویا چند روز دیگه عازم سفریم پی سوم نوشت: هیچ خبر خاصی نیست پی چهارم نوشت: اها راستی اقایه پدرام ) صاحب وب حرف دل) گویا نه کامنتی از من میاد واسه شما نه کامنتی از شما به سویه ما شعر شد که و در اخر: ای لاو یو الافیه من:|

برچسب: نویسنده: مریم عباسی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 16:13

برعکس متن هایه طولانی قبل این رو شدیدن پیشنهاد میکنم بخونید این اثر فوق العادست... بی شک بیش از 30 بار کتابش رو خوندم و هر بار سر تیکه اخر کتاب بغض من هم گرفته... روباه(با بغض): نمیتونم جلو اشکمو بگیرم شازده کوچولو: تقصیر خودته...من که بدیتو نمیخواستم...خودت خواستی اهلیت کنم روباه: همینطوره شازده کوچولو: آخه اشکت داره سرازیر میشه روباه(با گریه):همینطوره امیر کوچولو: پس این ماجرا به حال تو فایده ای نداشت! روباه: چرااااا... برای خاطر رنگ گندم! برو...برو یبار دیگه گل هارو ببین تا بفهمی که گل خودت تو عالم تکه برگشتنی با هم وداع میکنیم و من به عنوان هدیه راضی رو به

برچسب: شازده کوچولو,شازده کوچولو pdf,شازده کوچولو و روباه,شازده کوچولو احمد شاملو,شازده کوچولو شاملو,شازده کوچولو با صدای احمد شاملو,شازده کوچولو گل من,شازده کوچولو متن,شازده کوچولو گفت,شازده کوچولو جملات زیبا, نویسنده: مریم عباسی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 16:13

ادکلن ها اهنگ ها و لهجه ها بیرحم ترینند کافیست جایی کنارخیابون تویه پاساژ یا حتی تویه تاکسی یکیشان بی پروا بیایند و با دل تو مماس شوند انوقت ناگاه بغض میکنی و صحنه هایی برایه تو تداعی میشوند که مدتها با خودِ لعنتی ات کلنجار رفتی که به زور جایی تویه اتاق هایه تاریک مغزت زیر خروار ها دلیل و منطق بقچه پیچشان کنی و مثلن یادت برود ان وقت شاید برایه چند لحظه میخکوب شوی و غرق شوی لایه همان بقچه پیچ هایه قایم شده بعد با تمام توان بغضت را قورت بدهی و بگویی خب دنبال چی بودم اهان داشتم دنبال فلان لباس میگشتم... اما اون روز اون هفته و شاید اون ماه دیگه روز و هفته و

برچسب: یاداور تولد شمسی اندروید,یاداور اندروید,یاداور فارسی,یاداور تولد برای اندروید,یاداور تولد اندروید,یاداور فارسی اندروید,یاداور دارو,یاداور واکسن هپاتیت,یاداور تولد,یاداور برای اندروید, نویسنده: مریم عباسی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 16:13

صفحه بندی